تقدیر

ماجرایی رو یکی از دوستان تعریف می‌کردند، که خیلی جالب و البته تامل برانگیز بود. جزئیات ماجرا کاملا به خاطرم نموند ولی مضمون داستان رو از زبان ایشان براتون می‌نویسم:

«چند سال پیش در تهران فعالیتهایی رو در رابطه با خانواده های زندانی ها و کمک رسانی و همیاری با این خانواده ها داشتیم. یه خانمی بود که شوهرش به خاطر مواد مخدر به15 سال حبس محکوم شده بود. چند سالی از محکومیت شوهرش سپری شده بود و چند سالی هم مانده بود.

زمان زیادی رو صرف کردیم تا بتونیم به واسطه‌ی حسن اخلاق و برخی موارد دیگه، برای چند سال باقی مانده‌ی محکومیت عفو بگیریم. برای این کاری خیلی زحمت کشیدیم و مدتها این موضوع رو پیگیری می‌کردیم. بعد از دوندگی های زیاد ما و اون خانم بالاخره تونستیم شرایط عفوش رو فراهم کنیم ...

روزی که شوهرش می‌خواست آزاد شه همه‌ی ما خیلی خوشحال بودیم... خوشحال از این که بالاخره تلاشمون به ثمر نشسته بود و تونستیم سرپرست یه خانواده رو به خونش برگردونیم...

اما ... فردای روزی که اون مرد آزاد شد، اون خانم دوباره بهم زنگ زد، در حالیکه زار زار گریه می‌کرد... فکر می‌کنین چی ‌گفت؟

"شوهرم رو دوباره با مواد گرفتن!"

کاش این رو می‌گفت، اما نه، خیلی بدتر....

"دیشب یه ماشین با شوهرم تصادف کرد و شوهرم کشته شد...."

همه‌ی تلاشهای ما نقشی شد بر آب....»

.

.

.

شما بودین چه حسی بهتون دست می‌داد؟؟!!!

/ 27 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فریاد بی صدا

سلام بر برادر صالح عزیز نوشته ای جالب بود از خداوند بر ای شما توفیق روزافزون و دستانی توانا در نویسندگی خواستاریم.با آرزوی بهترین ها برای شما موفق و مانا باشید

خوبه راوی داستان یکی مثل حسین کبیرو اقای محمدی,اقای زید ابادی یا امثال اینها نبود وگرنه خون و خونریزی می شد!! انسانهای کوته فکر فقط توانایی درک ظاهر ی مسائل رو دارن نه بیشتر

محسن

سلام نام بزرگوارانی چون دکتر محمدی، حسین کبیر و احمد زیدآبادی و همچنین سرکار خانم پهلوان همگی یادآور ایستادگی، آزادگی و پاکی و صلح و دموکراسی است. احترام این بزرگمردان و شیرزنان بر ما واجب است. امیدوارم همچون بزرگانی که در برابر ظلم و سرکشی سکوت نمی کنند همیشه سالم و موفق باشند. قطعا تاریخ نام انها را در ردیف ازادگان و نام اقتدارگرایان حاکم را در زمره خون ریزان و کوته نظران قرار خواهد داد. تاریخ ثابت کرده که ظلم رفتنیست حتی اگر پوشش دینی و اسلامی بر خود بگیرد.

علی

با تشکر از محبتت . با افتخار لینکتون کردم

در تاریخ ما انسانهای ازاده ای بوده اند که همیشه در یک راستا قدم برداشته اند نه مثل بعضی ها باری به هر جهت, زمانی اصولگرا و ناگهان نسیمی وزیدو سبز رنگ شدند.!!!!

جامه دران

صالح جان حیف است در این فضا بمانی . برخی از دوستان! بدشان نمی آید به واسطه وابستگی خانوادگی که با خاندان محترم مهیمنی داری شما را تخریب نمایند.

محسن

خانواده مهیمنی مگه چشه آقای جامه دران جوان؟ افتخارم هست وابستگی به مهیمنی ها.

ذبیح الله میقانی

سلام بر مرد بزرگ لطف کردی بما سر زدی سرفرازم کردی اگر نقطه نظری در رابطه با مدیریت شهری در ذهنتان هست بفرمایید تا ما استفاده نماییم و از این بابت از شما و دوستان مجازی ممنونیم

علی

متاسفانه خیلی ها دوست ندارن همچین افتخاری نصیبشون بشه!!

محسن

البته این افتخار یه دوره ای پخش شد و دیگه تموم شه.محدود بود.الان اگر کسی دلشم بخواد نمی تونه ... هه هه هه