پایان نامه ای که قدرش شناخته نشد!

پایان نامه ای که قدرش شناخته نشد!
برای تدوین پایان نامه کارشناسی ارشدم زحمت زیادی کشیدم اما همیشه از زحمتی که کشیدم پشیمانم، ماجرایش را می نویسم تا التیامی باشد برایم:
موضوع پایان نامه ام را حدودا در بهمن 88 انتخاب و قطعی نمودم؛ "تمکین و آثار آن در حقوق ایران". جنجالی ترین نکته ای که در موضوع مورد بررسی وجود داشت این بود که برخلاف رویه جاری در عرف فقهی و حقوقی اسلام و ایران که "تمکین" را تکلیفی مختص زوجه می¬داند، تمکین را به عنوان تکلیفی طرفینی که متوجه شوهر نیز می¬گردد، مورد توجه قرار داده بودم؛ نگاهی که به نوعی سنت شکنی و بدعت محسوب می شود.
مدتی حدود دو هفته را صرف مطالعات مقدماتی(خواندن مقالات مرتبط) و جمع آوری منابع فقهی و حقوقی نمودم. پس از آن با توجه به فراغت بالی که داشتم، به مدت 3 ماه تقریبا تمام وقتم(صبح و شب) را صرف تدوین مطالب نمودم. با توجه به آشنایی نسبی که با نرم افزارهای کامپیوتری داشتم، توانستم در این فرصت کوتاه حدود 90 درصد تدوین پایان نامه و 50 درصد ویرایش آن را انجام دهم. یکی از عواملی که باعث سرعت کارم می¬شد این بود که تقریبا هیچ گونه یادداشتی به صورت سنتی(روی کاغذ) انجام نمیدادم. (شاید جمعا 3 صفحه هم ننوشتم)، چراکه مستقیما مطالب در لب تاب تایپ می¬کردم.
اولین بار که با اشتیاق تمام از مطالبم پرینت گرفتم و پیش استاد راهنمایم دکتر حمید ابهری (معاون پژوهشی و استاد محترم دانشکده حقوق بابلسر) بردم، ایشان شاید به علت ذهنیت نه چندان مثبتی که از دانشجویان محل تحصیلم (موسسه علامه محدث نوری) داشتند، چندان وقعی ننهادند و با طرح ایراداتی از جمله اینکه "فونت نوشته ها ریز است"، حتی حاضر به مطالعه مطالب نشدند. (البته من هم مطالب را چندان ویرایش نکرده بودم و می خواستم ابتدا استاد راهنما کلیت مطالب را تایید کنند، سپس برای ویرایش وقت بگذارم). خلاصه اینکه با ناکامی و ناراحتی از بابلسر برگشتم.
بار دوم با انجام برخی اصلاحات، کار را بردم نزد دکتر ابهری، ایشان گفتند خیلی وقت ندارند، ولی تا 20 روز آینده مطالعه می-کنند. حدودا یک هفته از تحویل کارم نگذشته بود که با همراه من تماس گرفتند و با حالت تعجب و اندکی ناباوری از من سوال کردند: "این کار را خود شما نوشته اید؟!!!" و ادامه دادند "چند صفحه را خواندم، دیدم خوب است و تا اخر خواندم!"
بد نیتست بدانید حدودا 600 زیرنویس در پایان نامه ام نوشته بودم که علاوه بر منابع متعدد حقوقی، فقط به حدود 80 منبع معتبر عربی فقهی ارجاع داده بودم. بگذریم از اینکه تقریبا 3 بار کل زیر نویس ها را به سبکهای مختلف تغییر دادم؛ یک بار با الگوی سنتی رفرنس دهی، یک بار با الگویی جدید که دکتر ابهری فرمودند و نهایتا با الگویی که آیین نامه موسسه که در تیرماه 89 ! تصویب شده بود اعلام می¬کرد.
استحکام مطالب به حدی بود که برای دکتر عبدالحمید مرتضوی که استاد مشاور پایان نامه بود نیز قبول این مسئله دشوار می¬نمود، شاید به همین علت هم بود که با رعایت جانب احتیاط و احترام به من گفتند : "این پایان نامه در حد یک تز دکتری نوشته شده است."
سرتان را درد نیاورم، خوب بودن پایان نامه،‌کار دستم داد. دکتر محمود امامی ، استاد داور و مدیر گروه حقوق موسسه علامه محدث نوری، از زمانی که پایان نامه را خواندند، شمشیرشان را از رو بسته و به جای تمجید و تقدیر از پایان نامه، تیرهای تهمت و تردید را به جانبم رها کردند (که به این زودی ها نمی¬توانم از ظلمی که در این باره به من کردند، بگذرم). حتی تا آخرین لحظات جلسه ی دفاع نیز برای مردود اعلام کردن پایان نامه¬ تلاش نمودند. از جمله اینکه برخلاف رویه معمول در موسسه، بزرگوار دیگری را نیز به عنوان استاد داور انتخاب کردند. در جلسه¬ی دفاع نیز گاها اشکالات و سوالاتی نامتعارف مطرح می کردند، از جمله اینکه در جلسه ی دفاعی که حد اقل 6 یا 7 خانم در آن حضور داشتند، چند بار از من پرسیدند: "عبارت "مَن لَهُ الفَرج" که در زیر نویس آورده اید، به چه معناست؟" حالا هرچی من سربسته جواب می دادم "مجازا به این معناست که مرد، همسری در اختیار داشته باشد" باز سوالشان ر تکرار میکردند....! شما بودید چه جواب میداید؟! جلوی چند تا خانم! من هم وقتی دیدم ایشان دست بر دار نیستند اشارتی کوتاه به بحث فقهی "عوض بودن بُضع در مقابل مَهر" کردم تاشاید ایشان قانع شوند ( با توجه به اینکه در ترم های قبل این موضوع را کار کرده بودم، کاملا به موضوع اشراف داشتم اما جای بحث مکشوف آن در جلسه ی دفاع نبود).
نکته ی جالب دیگر اینکه دکتر امامی برخی از کتبی را که در پایان نامه مورد ارجاع قرار گرفته بود، یک به یک رفرنس ها را چک کرده بودند تا ببیند آیا صفحات ارجاع شده درست است یا خیر؟!!
خلاصه اینکه به رغم کم لطفی ای که دکتر امامی در حق بنده و حاصل تلاشم کردند، با عنایت اساتید محترم؛ دکتر ابهری، دکتر مرتضوی و دکتر یحیی پور، میانگین نمره اساتید در جلسه ی دفاعی که در روز 30 شهریور 1389 برگذار شد "19" اعلام شد. نمره ای که ظاهرا از سال 74 که موسسه تاسیس شده بود به کسی داده نشده بود.
اما دکتر امامی دست بردار نبودند و حتی در آخرین لحظه ی فارغ التحصل شدن (23 آبان)، که باید نمره را وارد لیست می¬کردند، نمره¬ی 18 را وارد نمودند! هر چه میگفتم نمره ی جلسه دفاع 19 بوده است، ایشان جواب میداند که "اینجا ما به کسی 19 نمی دهیم." آخر سنگ اندازی تا کجا؟!!! خلاصه آقای توکلی مسوول تحصیلات تکمیلی، مدارک رو آوردند تا مشکل رفع شود.
خدا رو شکر که تحصیلم در موسسه علامه محدث نوری به هر وضع به پایان رسید. وقتی بخواهند دبیرستانی را تبدیل به دانشگاه کنند، بهتر این از این هم نمی¬توان توقع داشت. دوران چندان خوبی نبود، خیلی مسائل پیش پا افتاده را هم باید برای کارمندان توجیه می-کردیم. 
همین جا لازم می دانم از زحمات و حمایتهای معنوی تمام اساتید بزرگوار؛ آقایان دکتر ابهری، دکتر مرتضوی و دکتر یحیی پور تشکر کنم و نیز یادی کنم از استاد فرزانه و دانشمند دکتر فخرالدین اصغری آق مشهدی، که به دلیل ماموریت تحصیلی خارج از ایران به سر می¬بردند و توفیق نداشتم در تدوین پایان نامه از محضر ایشان بهره گیرم.

/ 8 نظر / 95 بازدید
همدرد

سلام . بعد از اینهمه مدت فقط میتونم بگم بابت پایان نامه خسته نباشید !

مراد

سلام... مهم تلاشت بود که برای خودت و البته اهلش، ستودنیه.. دست مریزاد.. من دارم رو پایان نامم کار میکنم..استاد راهنمام دکتر ابهریه...

امامی دانشجو رو له میکنه برادر من.

خوش به حالت که رفتی.من دانشجوی کارشناسی ترم آخر همین دانشگاه خراب شده هستم. دعا کن ماهم از این دانشگاه فارغ التحصیل بشیم

بی رفیق

سلام ... وبلاگ شما رو خوندم .منم می خوام پایان نامه ارشد حسابداری بنویسم . ولی مشکلات اجازه نمی ده . دنبال کسی می گردم که برام بنویسد . . من اهل گرگانم . در دوره راهنمایی معلمی داشتم به نام خانم صفایی. نمی دانم مادر شماست یا نه؟؟

نیما

من تعجبی نکردم. چون دانشگاه مازندرانی ها با دانشجویان قوی مشکل دارند. انگار احساس ضعف می کنند. به جای تشویق و تشکر تا می توانند سنگ اندازی می کنند. وقتی هر کسی صرفا با باندبازی نه از روی رزومه علمی می شود استاد دانشگاه وضع همین است.

حسین روشندل

محمدصالح عزیزوگرانقدرسلام.امیدوارم که حالت خوب باشدوهمیشه شاد وسربلندباشید.عزیزم اصلا نگران نباشید.ظلم های که به شما در روز دفاع شدبه برادرکوچک شماخیلی بیشتر شد.امامن همه را به فال نیک گرفتم.شما انشاالله سعی کن ادامه تحصیل بده واصلا از راهی که رفته ای پشیمان نشو چون شمابایدمرد روزهای سخت باشی.دوستدارت حسین