خاطره ای از یک دوست...

خاطره ای از یک دوست...

آبان یا آذر ماه 91 بود. با یکی از دوستانم به نام محمد می‌خواستیم در آزمون قضاوت شرکت کنیم. محل آزمون دانشگاه بابلسر بود و 8صبح باید سر جلسه می‌بودیم. تصمیم داشتیم شب، زودتر حرکت کنیم. محمد سعیش رو کرد با چند تا از دوستاش هماهنگ کنه که با ماشین اونا ساعت 2 یا 3 نصف شب حرکت کنیم. اما هر چند جایی که هماهنگ کرده بود در نهایت بی نتیجه ماند.

شب، ساعت 9 بهش زنگ زدم گفتم این دوستای تو به درد خودت می‌خورن. نیم ساعت دیگه بیا فلکه پمپ بنزین، شب می‌ریم پیش یکی از دوستام قائم شهر می‌خوابیم، از اونجا هم که دیگه راهی نیست.

رسیدیم فلکه پمپ بنزین، یه ماشین برامون وایستاد: راننده‌‌‌ متشخص، اسم و فامیلش رو تا آخر مسیر به ما نگفت ولی از قرار فوق تخصص جراحی مغز و اعصاب و محقق این رشته در یکی از دانشگاه‌های کانادا بود که موقتا ایران بود. خلاصه لطف کرد و مارو قائم شهر رسوند و کرایه‌ای هم نگرفت.

شب رو قرار بود منزل دوستم "مهدی" بمونیم. مهدی دوست دوران دانشجویی ام در دانشگاه شهید بهشتی بود و 3 سالی با هم، هم اتاق بودیم. مهدی اگرچه زندگی سختی داشت و دستش تنگ بود اما دلی گشاده داشت و من هر فرصتی پیش می‌اومد بهش سر می‍‌زدم. رسیدیم خونش... سه تا بچه‌ی قدو نیم قد و یک خونه‌ی کوچک اجاره‌ای ... محمد دفعه‌ی اولی بود که مهدی رو ملاقات می‌کرد...

 وقت خواب که شد، محمد زیر شلوار همراهش نبود. رو به مهدی کردم و گفتم: یه زیر شلوار داری برای محمد بیار. مهدی چند لحظه‌ای مکث کرد.... و گفت الان. رفت داخل اتاق... چند لحظه بعد با زیر شلواری آمد و داد به محمد. همه چیز از نظر من عادی بود...

اما وقتی دیدم محمد خیلی تعارف می‌کند و زیر شلوار را نمی‌گیرد...

تازه متوجه شدم مهدی زیرشلوار دیگری نداشته ... خودش شلوار کارش را پوشیده بود و زیر شلوارش را برای میهمانش آورده بود....

 

چه بسیار خانه‌های مجلل که روی میهمان نمی‌بیند و چه بسیار دلهای بزرگ که مامن محبت است...

/ 10 نظر / 27 بازدید
گنجی

درود بر شما خدا قوت این ها همه از حواس پرتی است شاد باش و دیرزی

الهه موسوی

دوست گرامی سلام با آدرس جدید، "پیدا و پنهان " دوباره آمد...[گل]

دبیرخانه سومین جشنواره وبلاگ نویسی گرگان

سلام سومین جشنواره وبلاگ نویسی گرگان به مناسبت بزرگداشت روز گرگان(20 شهریور) و در 5 محور توسعه پایدار گرگان، موضوعات فرهنگی و گردشگری، ورزش گرگان، چهره های گرگان و نامه ای به شهردار گرگان آغاز شد. زمان ثبت نام: 14 مرداد لغایت 13 شهریورماه برای دریافت اطلاعات بیشتر درباره قوانین، موضوعات، اخبار و ... به پایگاه اینترنتی جشنواره به نشانی: http://gorganblog.ir/ مراجعه کنید.

مهتاب

سلام من از شا گر دهای اقای انصافی هستم ایشون با خانم مهسا حسینی مقدم ازدواج کردند الانم در حال خوندن دکتری هستند

دبیرخانه سومین جشنواره وبلاگ نویسی گرگان

سلام. برای شرکت در سومین جشنواره وبلاگ نویسی گرگان فقط تا 14 شهریور فرصت باقیست. برای آگاهی از اخبار و قوانین جشنواره و همچنین ثبت نام به سایت جشنواره مراجعه کنید. موفق و پیروز باشید www.gorganblog.ir

دبیرخانه سومین جشنواره وبلاگ نویسی گرگان

سلام آیین اختتامیه سومین جشنواره وبلاگ نویسی گرگان برگزار می شود. زمان: دوشنبه 25 شهریور ساعت 16:30 مکان: میدان مفتح، جنب حوزه علمیه امام خمینی(ره)، موسسه فرهنگی میرداماد گرگان وسیله نقلیه برای انتقال شرکت کنندگان ساعت 16:15 از میدان شهرداری(جلوی ساختمان شهرداری گرگان) حرکت خواهد کرد. صفا و سرور مجلس ما را حضور شما قرین شادی خواهد کرد.

آفرین

هستی

ازوبلا گتون خوشم اومد

محمد

دوست عزیز تو یک خرده از نماینده ولی فقیه یاد بگیر