کنایاتی در باب معابر شهر گرگان

آه نامه‌ ای پیرامون معابر شهری گرگان!
سالهای مدید است خیابان های گرگان در آرزوی آنند که برای مدت اندکی هم که شده دست از سرشان برداند تا کمی از کنده‌کاری‌ها آسوده گردند. اهالی گرگان البته چندان برایشان مهم نیست چرا که اصلا برای آنها گرگان بدون چاله چوله هایش معنا ندارد و شایداگر خیابانی را بدون چاله چوله ببینند شاکی می‌شوند!

شهرداری گرگان هم که طبق عادت، در آخر هر سال بودجه‌ی اضافی خود را صرف آسفالت کردن مجدد خیابان ها می‌کند. پس از آن هم ادارات دیگر غیورانه به وظیفه‌ی خود عمل نموده و شروع به کندن مجدد معابر می‌کنند تا مجددا تاسیسات خود را در زیر آسفالت کشف کنند.
یکی از اقدامات شایان توجه شهرداری گرگان و دایره‌ی ترافیک آن این است که هر از گاهی وسط یکی از خیابان ها را بلوک کشی می‌کنند و بعد از مدتی هم که از رنگش خسته می‌شوند، آن را جمع می‌کنند. 
از راهکارهای متدوالی که برای حل معضل شیرین ترافیک شهر گرگان از آن استفاده می‌شود، تشویق چراغ های راهنمایی به زاد و ولد و ازدیاد جمعیت است. زمانی "چهار راه" در شهر گرگان یک اسم خاص بود، چرا که تنها چهار راه گرگان، چهارراه میدان عباسعلی بود، اما اکنون شهر چهارراه های متعدد و چراغهای راهنمایی روز افزونی را تجربه می‌کند. 
ترفند دیگری که برای گُشادتر کردن معابر شهری وجود دارد این است که میدان‌ها را تحقیر نماییم(منظورم از میدان همان فلکه‌ی خودمان است). این روش هم در شهر گرگان طرفدار بسیار دارد. بیچاره فخرالدین اسعد گرگانی! چند وقتی است حیاط خانه‌ی او را نیز کوچک کرده اند!
برویم سراغ پیاده روهای شهر. این بیچاره ها خیلی دردمدند؛ آخر، هر چند وقت یک بار تجدید موزاییک می‌شوند، موزاییک هایی که چند وقت بعد کَنده می‌شوند. 
اما از آنجا که حس انسان دوستانه‌ی شهرداری گرگان سبب می‌شود کارگران را برای کَندن روکش‌های قبلی به زحمت نیاندازد، بدون کندن موزاییک های قبلی، روی آن روکش جدید می‌کشند. پیاده‌رو ها هم هر بار بالاتر از قبل می‌آیند. اصلا هم مهم نیست که سطحشان از سطح مغازه ها بالاتر رود و مغازه در گودی بیافتند. اتفاقا خوب هم هست، با هر بار بارندگی کف مغازه ها هم یک شستشویی می‌شود. 
از دیگر موارد فرحبخش معابر شهر گرگان، می‌توان به عزیزان مرغ فروشی اشاره کرد که هر شب با شستن مغازه هایشان و جاری کردن آب آن به پیاده‌رو ها، اسباب بهره مندی شهروندان به ویژه مستضعفین را از بوی گَند مرغ فراهم می‌نمایند. 
سطل آشغالهایی که در راستای مکانیزه کردن جمع آوری زباله در شهر نصب شده اند، از دیگر جاذبه های شهر گرگان محسوب می‌شوند. از طرفی این سطل‌ها بوی مدهوش کننده ای دارند و از طرف دیگر باعث صرفه جویی بسیاری در نیروی انسانی می‌شوند زیرا کاملا مکانیزه و بی نیاز به دخالت انسان هستند، مخصوصا اگر آن هفت هشت نفری را که معمولا دنبال ماشین های جمع آوری زباله هستند، نادیده بگیرید!
برویم سراغ پل های هوایی عابر پیاده. این پلها با اهداف گوناگونی در گرگان نصب شده اند. برخی از آنها مانند پلی که در فلکه‌ی ترمینال نصب شده برای این است که به مسافرینی که از کمربندی عبور می‌کنند بفهمانیم که شهر ما پل هوایی هم دارد! رنگشان هم نمی‌کنیم تا متوجه قدمت آن بشوند!
برخی از این پل ها (مثل پلهای عابر پیاده‌ی فلکه‌ی شهرداری) در راستای زیبا سازی معماری شهری و گسترش ورزشهای همگانی نصب شده اند. البته با توجه به اینکه تنها تا100 متر باعث افزایش مسافت عابرین می‌شوند چندان هدف اخیر حاصل نمی‌شود.
بعضی از این پل‌ها هم اگرچه رنگ عابر را به خود نمی‌بینند، اما بعنوان پایه ای محکم برای نصب تابلوهای عریض و طویل تبلغاتی اهمیت به سزایی دارند؛ مثل پل هوایی ابتدای خیابان 5آذر در فلکه‌ی کاخ.
اما وجه مشترک همه‌ی پلهای هوایی در گرگان این است که به عابرین می‌فهماند که می‌توانند از زیر آن به آسانی به سمت دیگر خیابان بروند.
کنایده دیگر بس است!

/ 2 نظر / 16 بازدید
گرگان امروز

سخن از زبان ما می گویی.[گل]

امیررضا رضایان

انصافا شهرداری غیور و زحمتکشی داریم که از روش های گوتاگون سعی در راحتی شهروندان دارد.[نیشخند][گل]