بنیامین...

امروز رفته بودم اجرای احکام کیفری...  چند باری رفتم و اومدم... یه زندونی بود خیلی نحیف و داغون و با پای گچ گرفته و عصا زیر بغل.... چندباری متوجه نگاه غیر عادیش شدم... علتش رو نمی‌فهمیدم... رفتم توی حیاط روی صندلی منتظر بودم.... زندونی با مامور همراه اومدن و از جلوم رد شدن.... باز زندونی برگشت و منو نیگاه کرد....

یواش گفت؛ نشناختی هنوز؟!

بنیامینم....

بلند شدم از جام .... بنیامین.... رفتم جلو و باهاش روبوسی کردم...

این چه وضعیه پسر... چرا انقد داغون شدی.... ؟!

مامورا شلیک کردن به پام.... خیلی ازم خون رفته قیافم شده این....

سرباز می‌کشیدش.... بیا بریم ماشین منتظره....

به سرباز گفتم؛ وایسا پسر... اینو اینجوری نیگاه نکن.... این مردی بود واسه خودش...

هم خوشحال بودم که بعد از سالها می‌دیدمش و هم ناراحت که با این وضع....

خاطرات ما با هم به 16-17 سال قبل بر میگشت.... دوران راهنمایی....

از سابقش خبر داشتم.... برا خودش شده بود یه مجرم خطرناک و تمام عیار ....

اما با تمام اونچه ازش شنیده بودم بازم برام دوست داشتنی بود.... و خاطره‌ی خوب یه دوستی رو برام زنده کرد....

دنیای نامرادیست.....

/ 4 نظر / 94 بازدید
شهروز15855

سلام...[گریه] نمی پسندم. [گریه]

گنجی

ماه محرم آمد صدای حسین حسین در ایران آوای عشق میشود فرا رسیدن این ماه که خاطرات ایثار و شهادت است بر عاشقان امام حسین (ع) تسلیت باد

روح ا..

سلام عزیز حقا که راست گفتی .. چه دورانی بود... واقعا.. ولی هر چی که فکر میکنم یادم نمیاد که کی بود این بنیامین.. دنیای نامرادیست..... نه؟ بالاخره دنیا و دوران، دوران حکومت شما حقوقدان هاست دیگه.. بالاخره بهتر از دورانهای قبلشه.. بلاخره خطا بر قلم صنع نرفت ... اما هر کسی بر طینت خود میتند.. مثلا من هنوز هم معتقدم خط شما از من بهتره... تاره این تو ظواهره که هر روز یه شکله .. همین نوشته هات میگن این صالح همون صالح 16 17 سال پیشه..اینجوری دیگه.. امیدوارم پایان کار همه بالاخره به صفا و وفا ختم شه.. خوشا که مینویسی و بد هم نمینویسی و بهترم مینویسی چه اینکه کثرت و اعجاب کلمات مثل صاحبانشان نامتناهی و بی پایان است.. بالاخره بعضی چیزها باید نوشته شن.. اما همون لحظه که اسمشو گذاشتی زنده شدن خاطره و خصوصا تا یکی دو ساعت بعدش حال خودت رو هم متوجهش بودی؟.. فکر کنم متوجهش بودی که نوشتی.. ان شاء ا.. همیشه صحیح و سالم و سلام بمونی و به دلیل همون کنجکاوی خاص خودت دوباره صورتت رو نسوزونی.. جالبه که محدث نوری هم اینقد بزرگ شده که به اسمش موسسه بزارن حالا کجا هست این موسسه ؟ گرگانه؟

روح ا..

اما نگفتی طریق اختیار و اشتیاقت در درس چه بود ها .. یادش بخیر......... باغ تفرج است و بس میوه نمیدهد به کس